أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
200
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
كه خواب برين حالات ضار بود از وجوه بسيار بلكه با آن طيب قريب نبود و متصل نباشد و از تململ و تقلب با آن نبود و اين خواب ضار بود و با وجود آنكه غائر بود مضر باشد و ازينجهت بود كه چند قدم اندكاندك بروند اگر انحدار آن بطى بود باز خواب بكنند اما بايد كه خواب را بر خلا نكنند كه آن در غايت رداءت بود و مسقط قوت باشد و خواب بر امتلا پيش از انحدار از بطن اعلى نيكو نبود از جهت آنكه درين صورت غرق نبود بلكه با تململ بود همچنانكه مشغول مىشود بان در حالت خواب از براى هضم كه عارض او مىشود در استيقاظ مرجح و بحر طبيعت بان بود و طبيعت كندى يابد و هضم فاسد شود و اما خواب روز ردى باشد از جهت آنكه مورث امراض رطوبى مىشود و نزلها و مفسد لون بود و مورث طحال باشد و ارخاء عصب كند و كسالت آورد و ضعف اشتها آورد و مورث اورام و حميات بسيار شود و از جمله آفات خواب روز سرعت انقطاع آن بود از يكديگر و تبلد طبيعت از آنچه او بود از فوائد و از فضائل خواب شب يكى آن بود كه تام بود و مستمر بود و غرق بود با آنكه خواب روز كسى را كه عادت بود نبايد كه بيك دفعه ترك آن كند بلكه آن را بتدريج كنند و اما افضل هيئات خواب آنست كه كنند اگر خواهند كه اعانت هضم اول مرتبه به طرف راست بخوابند لمحهء ديگر ساعتى دراز بر طرف چپ خوابد تا جگر بر معده اشتمال كند و هضم غذا كند بعد از ان بر طرف راست خواب طويل كند و اگر به روى شكم خوابد اعانت بر هضم زيادت بود از جهت احتقان حار غريزى و حصر آن كه موجب تكثير آن مىشود و اما اگر در خواب بر پشت بخوابد آن خواب بد بود و مهئى از امراض رديه بود مثل سكته و فالج و كابوس و سبب آن بود كه فضول ميل كند بجانب پشت و آن از عادت از مرضى بود از جهت آنكه عارض مىشود عضلات ايشان را از ضعف حالتى كه نمىتوانند كه تحمل كنند قوت و ثقل جنبى بر جنبى ديگر بلكه زود ميل كند بر استسقاء چه پشت را قوت زياده بود از پهلو و ازينجهت بود كه خواب ايشان فارغ بود و دهان در خواب بازگردانند بسبب ضعف عضلاتى كه آن دهان را نزد هم مىآورد و استيفاى اين مبحث در كتب جزئى خواهد شد باكمل و اتم وجوه ان شاء اللّه تعالى - فصل دهم در آنچه واجب بود كه آن را تاخير كنند و از جمله آنچه واجب بود درين مقام امر جماع بود و تعديل آن و تدارك ضرر آن بود تاخير اين مبحث بود بكلام جزئى و ليكن آنچه آن را بايد دانستن از ادويه مسهله و تدارك ضرر آن ادويه و درين باب هم تاخير بكلام جزئى اولى بود الا آنكه گويند كه واجب بود بر حافظه صحت آنكه تعاهد كند استفراغ را به سهولت و ادرار هم به سهولت و عرق و نفث و تعاهد كنند زمان تنقيه خون حيض را بدان طريق كه توضيح كرده شود در موضع خودش فصل يازدهم در تقويت اعضاء ضعيفه و تسمين آن و تعظيم آن بحسب حجم بدانكه اعضاء ضعيفه و صغيره كه آن را تعظيم و تكبر و تزئيد در حجم و آن كنند اما كسى كه در سن نمو بود و نشوء و منتهين را بدلك معتدل و رياضت دائمه كه به آن عضو مخصوص بود باز طلايه كردن بزفت باز حصر نفس در داخل بود درين باب خاصة كه عضو مجاور بود از صدر و از ريه چنان كه قضيب و مساقين كه او را بفرمايند بدويدن اندكى و دلك بسيرى با معتدل و طلايه بطلايه زفنه بعد از ان در روز دوم حفظ دلك كند بقاعده مذكور و در رياضت زياده كند و در روز سوم ضبط دلك به حال خود كند و در رياضت زياده كند باز مگر آنكه دليل اتساع عروق ظاهر گردد و انصباب مواد پس خوف آن باشد كه در هر عضو حدوث ورم و آفت شود البته بر سبيل امتلاى كه مخصوص بود بان عضو همچنانكه در دوالى و داء الفيل و چون جاى حالتى پديد شود و ازين جنس چيزى نمودار شود از ان عضو چيزى كم بايد كردن بطريق رياضت و دلك بلكه نگهداريم تا وقتىكه واضح شود آن و برخيزد از ان عضو مثل كسى كه او را ضمورت ساق حاصل بود برجل او و آن را دلك به عكس دلك اول كنند يعنى ابتدا كنيم از جانب مخالف بجانب اصل آن عضو و اگر اراده تسخين كنند قريب باعضاء تنفس بايد و باشد كه اين عضو را از مثل صدر بايد كه تقميط كنند ما تحت آن عضو را بقماطى كه متوسط المشد بود و معتدل العرض باشد بعد از ان بفرمائيد تا استعمال رياضات كند در دو دست و حصر نفس كنند حصرى شديد و صياح كنند بصوت عظيم و دلك رقيق بعد از ان كه بيايد شرح آن در كتب جزئيه و تفصيل آن در آنجا دانسته شود باستقصار در كتب زفيثه و اما در مسنين كه ضعفا باشند عارض مىشود ايشان را در اكثر امر بسبب برودت و يبس و تدبير ايشان تدبير اصحا بود